مرتضى مطهري
197
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
دانشمندان جهان است . پس اين فرضيه ها باطل است . اما فرضيه ماركسيستها را اولًا تاريخ گذشته آن را باطل مىكند ، زيرا دين همواره به صورت يك ثوره و انقلاب به نفع طبقه مظلوم عليه طبقات حاكمه براى استيفاى حقوق مظلومين ظهور كرده است . و اما استخدام دين در بعضى مراحل به نفع طبقه استثمارگر دليل بر بطلان دين نيست . علم و تكنيك نيز چنين است . اخيراً [ ] توصيه كرد به كمونيستهاى جهان كه مبارزه با دين بايد از ميان برود . آن تب ضد دينى در ميان كمونيستهاى ريشه دارتر پايين آمده است . اطلاعات و كيهان در تاريخ . . . نوشتند كه بنبلا به خروشچف گفت كه اسلام مىتواند در كشورهاى شمال آفريقا پايه انقلاب و نيروى محرك باشد ، و خروشچف پذيرفت . اين نظريات همه منسوخ شد و نظريه ديگرى پيدا شد كه جنبه نيمه روحانى دارد و آن نظريه فرويد است ( 1 ) ، گفت : دين از روان ناخودآگاه بشر سرچشمه مىگيرد ، و روان ناخودآگاه را غرايز پس رانده شده خصوصاً غريزه جنسى تشكيل مىدهد ( 2 ) .
--> ( 1 ) . ما نام اين نظريه ها و نظريه خود فرويد را تزهاى شكست خورده گذاشتهايم . ( 2 ) . فرقى كه ميان نظريه فرويد و ساير نظريه هاى گذشته هست اين است كه از نظر آنها دين ناشى از علاقه به نفس خود است و اعمال و عبادات يا جنبه طمعى دارد يا خوفى يا به كلى تقليدى و بىمعنى است ، ولى از نظر فرويد جنبه هاى لذتبخش عبادت و اينكه عبادت ارضا كننده يك ميل مخفى در باطن است و به خاطر طمع به چيز ديگر نيست ، به خاطر ترس نيست ، تقليد و عادت نيست ، از اجتماع گرفته نشده است ، خودش محبوبيت و مطلوبيت دارد ولى محبوب غريزه جنسى است در حالى كه به روان ناخودآگاه رانده شده است ، مطرح است . از نظر ديگر بايد بگوييم - همانطورى كه در ورقه هاى مبنا و منشأ حس دينى گفتهايم طبق نظريه ترس و جهل و علاقه به نظم ، احساس دينى يك عكسالعمل خاصى است كه براى فرد قبل از هر اجتماعى و قطع نظر از هر اجتماعى پيدا مىشود و طبق نظريه فرويد ناشى از اجتماع خانوادگى و روابط دوجنس به يكديگر است و به عقيده ماركسيستها ناشى از اجتماع مدنى است ، آن هم در مرحله بعد از اشتراكيت و باز - چنان كه در همان جا گفتهايم - از اين عدم وحدت نظرها بايد بدانيد كه از نظر علمى لااقل ، موضوع حل نشده است . طبق نظريه فرويد ، آزادى جنسى بدهيد تا دين از ميان برود . رد اين نظريه اولًا به اين است كه بسيارى از افراد متنعم لااقل در آخر عمر به سوى دين مىگرايند . حتى راسل مدعى است يكى از علل ميل به رياضت ، افراط در اعمال لذت جنسى است . بعلاوه ثابت [ شده ] و خود فرويد هم قبول كرد كه قيود و حدود اجتماعى فرضاً شكسته شود باز جلو سركوب شدن تمايلات جنسى را نمىتوان گرفت ، بلكه بيشتر مىشود .